نامه ایی به گربه
سلام آقاي گربه عزيز
روي پشت بوم كفتر بالاي تراس رو خوردي هيچي نگفتيم
مادر كيسه زباله ها رو هر شب شوهر ميدى ، بازم هيچي نگفتيم
كل باغچه حيات و شخم زدي وعن و گهتو چال كردي بازم چيزي نگفتيم
جون مادرت اون گربه مادههء همسايه رو ول كن نصف شبي
من برا خودم نميگم
من همينجوريشم شبا پاي فيسبوك بيدارم
اون بدبخت ديگه ناي جيغ زدن نداره
شما يه بار هم اون عمل رو انجام بدي دوستمون برات چند قلو ميزاد
نميدونم تو چرا فك ميكني بايد به تعداد قل ها اون حركت عرفاني رو انجام بدي
من نفهميدم تو نژادت چيه كه ٣٦٥ روز سال برات فصل جفتگيري حساب ميشه
آخه لامصب تو چي ميزني انقد حالت بده همش
به ما هم بگو
چند بار خواستم برم آشغالاي دم درو بخورم شايد منم جواب بگيرم
يه كم كمتر برادر
باور کن ضعيف ميشي چشات كور ميشه فلج ميشي ميميريا
از ما گفتن بود
روي پشت بوم كفتر بالاي تراس رو خوردي هيچي نگفتيم
مادر كيسه زباله ها رو هر شب شوهر ميدى ، بازم هيچي نگفتيم
كل باغچه حيات و شخم زدي وعن و گهتو چال كردي بازم چيزي نگفتيم
جون مادرت اون گربه مادههء همسايه رو ول كن نصف شبي
من برا خودم نميگم
من همينجوريشم شبا پاي فيسبوك بيدارم
اون بدبخت ديگه ناي جيغ زدن نداره
شما يه بار هم اون عمل رو انجام بدي دوستمون برات چند قلو ميزاد
نميدونم تو چرا فك ميكني بايد به تعداد قل ها اون حركت عرفاني رو انجام بدي
من نفهميدم تو نژادت چيه كه ٣٦٥ روز سال برات فصل جفتگيري حساب ميشه
آخه لامصب تو چي ميزني انقد حالت بده همش
به ما هم بگو
چند بار خواستم برم آشغالاي دم درو بخورم شايد منم جواب بگيرم
يه كم كمتر برادر
باور کن ضعيف ميشي چشات كور ميشه فلج ميشي ميميريا
از ما گفتن بود
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 15:26 توسط محسن
|
مرا اينگونه باور کن ، کمي خسته ، کمي تنها ، کمي از ياد رفته ، کمي مغرور کمي بي کس ، کمي گستاخ ، کمي سرخوش کمي ..... کمي باور کردنم سخت است